تبليغاتX
آرشیو
لینکس
چاردیواری
چاردیواری
دوشنبه 28 شهریور1384
73

نگران نباش!

عشق تو از من کارخونه ی بازيافت ساخته!!

تو کم لطفی کن...

           سردی کن...

               بی محلی کن...

من از تموم اين ناخالصی ها

                                محبت ناب می سازم!!

∞∞∞∞∞∞∞∞∞

پ.ن:فدای سرت!!!

پ.ن۲:بالاخره اومدی؟!

مرمر

+ 21:18 مرمر.
شنبه 19 شهریور1384
72

وقتی سکوت می کنی،

وقتی حرف نمی زنی٬

وقتی واقعيت حست رو بيرون نمی ريزی٬

وقتی پشت غرورت قايم می شی،

وقتی به زور سينه تو چنگ می زنی تا صدای تاپ تاپ قلب سرخت رو نشنوه،

وقتی توی شيطنت و شوخی غرق می شی،

وقتی دروغکی عشقت و انکار می کنی،

وقتی می رنجونی تا رنجيده نشی،

وقتی تنها می ذاری که تنها گذاشته نشی،

وقتی چشات و می بندی و گوشات و می گيری،...

ديگه از هيشکی توقع نداشته باش !!

چون از همون دقيقه اول بازی ،

                           اين تو هستی که باختی!!!

*******

پ.ن:من اعتراض دارم!!!

مرمر

+ 21:17 مرمر.
سه شنبه 1 شهریور1384
71

...

و ما

با چشمايی گشاد

با دهنی باز

و حيرتی بی انتها٬

به تماشای چرخش اين گوی نا آروم نشستيم

و به دنبالْ بازیِ روز و شب چشم دوختيم

و غافل از گذر سايه وار اتفاقات

در نهايت،

سرنوشتمون رو ،تابلوی دوطرفه ای ديدیم

که سر پيکانها،

دوباره

مسيری موازی نشون می دادن ...!

اما اينبار...

در سوی مخالف هم!!

 

****

پ.ن۱:با من بگو ناشناختنی...

             ته اين بازی چی مخفی کردی؟!

پ.ن۲: منو می بخشی گلم ؟فکر نمی کردم بلور قلب قشنگت اينقدر نازک باشه...

             منو ببخش باشه؟!

 مرمر

+ 21:15 مرمر.