تبليغاتX
آرشیو
لینکس
چاردیواری
چاردیواری
سه شنبه 31 مرداد1385
106

کافیه یک بار٬

فقط یک بار ٬

به آتیش دل بسوزی...

حتی اگه شعله هاش رو

خاموش هم بکنی٬

تا وقتی هستی٬

توی دودش غرقی...!

درست مثل...

               ...عود...!


پ.ن: تو را رهایی نیست ز کار دل...
پ.پ.ن: خدای من بوی عود می ده...بوی عود توت فرنگی.. :)

مرمر

دوباره نوشت:
نیمه ی دوم من می نویسد....
خرس قهوه ای

دوشنبه 23 مرداد1385
105

زندگی سخت شده ...‌ !

بین تو و نور

فاصله

یه آسفالت سفت و سیاهه !

باید جوونه ای شد و

آروم ...

        آروم ...

دل سیاهی رو شکافت ...

تن روشنایی رو لمس کرد ...



پ.ن: مواظب باش تو اوج لذت از روشنایی ٬قدم های یه رهگذر ساقه ی تردت رو نشکنه‌ !!

...مـ...ر...مـ...ر...

دوشنبه 16 مرداد1385
104

" هنگامي كه به انسان زيان و ناراحتي رسد، ما را در حالي كه به پهلو خوابيده، يا نشسته ، يا ايستاده است، مي خواند اما هنگامي كه ناراحتي را از او برطرف ساختيم ، چنان مي رود كه گويي هرگز ما را براي حل مشكلي كه به او رسيده بود نخوانده است !... "

پ.ن: از روی دست مرضیه !!
پ.پ.ن: پیدا کردن دوست های قدیمی همیشه لذت بخشه...:)

:+:+:+:+:+:
آب رو به پای درخت نریختم...

گند آبی شد  و

به فاضلاب ها پیوست!!


پ.ن:محبتم رو جای اشتباهی خرج کردم.....ای وای از اونهمه احساس.....
پ.پ.ن: روز پدر؟!....منصفانه نیست!!!

[مرمر]

چهارشنبه 11 مرداد1385
103

از سکوتم آزرده نباش

گفته بودم عروسک کوکیت ام...!

کوکم کن و ببین

چطور برات

        می خندم و

        گریه می کنم و

        بلند جیغ می زنم:

                !!! I love you


پ.ن:این روزها دارم نقش امامزاده رو بازی می کنم!!کسی نمی خواد دعاش کنم؟؟

مرمر

جمعه 6 مرداد1385
102

این روزها ٬

خواب زیاد می بینم...

خواب های عجیب!!

خواب می بینم ٬

مهربان شده ای!

لبخند می زنی!

موهایم را

که از نوازشت خمار و لخت شده اند

با انگشت هات

شانه می کنی!

آشناست این لحظه ها...


شنیده بودم

 پیشترها٬

یکبار در عالم ذر زیسته ایم...

نمی دانستم

معنی ذر

حضور توست...

حضور مهربان تو...


مرا خواب کن!

یک لحظه تو را به خواب دیدن٬

به حرام کردن هزار سال٬

 بی تو٬

می ارزد!



پ.ن:خواب کن مرا!

تا باز با هم آب بازی کنیم!راه بریم و اسمارتیز بخوریم!تا باز بستنی به صورت هم بزنیم!سفارش همبرگر بدیم و بعد به گناه نداشتن سیب زمینی سرخ کرده از رستوران بیرون بریم!تا باز  قرار بذاریم  تمام رستوران های شریعتی رو امتحان کنیم!و بعد دوباره زیر قول و قرارهامون بزنیم!تا باز تلفن هارو بسوزونیم و داد همه رو در بیاریم!تا باز آلبنی ای باشه و آدامس ریلکس توت فرنگی ای....!

خواب کن مرا....

مرمر

+ 11:59 مرمر.
پنجشنبه 5 مرداد1385
101
کاش کسی بود

تا تصوير اشک هام رو

توی شفافيت چشم هاش

                           می ديدم...

امان از اين دل مغرور...

                           امان....!

 

پ.ن: تنهايی يا طنهايی يا تنحايی يا طنحايی؟؟؟؟

فرقی هم می کنه؟؟

مرمر

+ 11:58 مرمر.