مرمر
وقتی همه ی حاجت هات
برای یک شب در سال
روی هم تلنبار شده باشه٬
تو هم مثل من
کنج خرابه ی دلت
سر به زانو می ذاری و
بی خیال هرچی العفو و
العفو و
العفو می شی!
خدایی کن!
آسوده باش!
تاس بریز!
ما از بچگی درسمون رو حفظیم!
...
تو کارت چرا نمیاریم!!
:+:+:+:+:+:+:+:+:+:
نسرین هم که باشم
بهروز هم حتی
یا اون نرگس سمج(!)٬
شوکت های بی شمار زمونه مون
نه سکته می کنن
نه اصلاح می شن
نه کوتاه میان!!
پ.ن: این پست یکم دیر رسید٬نه؟
مرمر
گاه
باید چنان در ظلمت غرق شد
که ناچار
کور سوی ستاره را دید
و به دنبال نور رفت...
...
...
...
رفتی...
چراغ ها را خاموش کردی...
عمری سرگردان نور شدم...
خوش به حال خودت
که در روشنایی غرقی...
...
...
...
تحمل باید...
مرمر