ما این ور سفره و
شما اون ور!
ما
گول می خوریم و
پاتک می خوریم و
کتک می خوریم و
نارو می خوریم و
زمین می خوریم و
حرص می خوریم و
غصه می خوریم و
بغضمون رو فرو می خوریم!
شماها
حق بخورین و
پول مردم رو بخورین و
مخ آدم رو بخورین و
فحش بخورین و
یه لیوان آب هم روش بخورین و
بعد هم برین یه هوایی بخورین!
پ.ن: نگران نباشین٬ به همه می رسه!
بعداْ نوشت: کلمات رکيک اين پست را پاک کرديم!به مذاقمان خوش نيامد!!
مرمر
خداي خوب و مرهبون:
کمکم کن!
باتکنک قلمز توي شيمک ام خلي خلي قلمبه شده!
مي شه لفطاً يه کاري کني نکترکه؟!
آخه مي دوني؟
من همين يه دونه باتکنک و بيشتر نمي دارم :(
مرمر
برای مرضیه :
بعضی حقایق
مثل سوز سرمای این روزهان!
هرچی می گذره
محکم تر شلاق می زنن!
تحمل٬
واژه ی خنده داریه!
اما
همه ی صورت رو هم که
بپوشونی
چشمهات رو لازم داری!
و همون چشم های بیرون مونده
راه نفوذ تلخی حقایقن!
.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
پ.ن:
اين همه آدم،
روی کهکشان به اين بزرگی
و تو
حتی
آرزوی يکی نبودی!
( فخری برزنده)
مرمر
ببین!
ببین!
تعارف بیخود می زنی که بیا!
پاش که میوفته
شالگردنم رو که
پیچ خورده
دور گردنم می بینی٬
ماشینم رو پنچر می کنی!
پ.ن: تمام هفته در به در یک ساده اتاق شدم که بوی تو را بدهد! ساده اتاقی که چیزی در خودش داشته باشد...چیزی شبیه ندبه! نخواستی دیگر!! باشد...باشد...
مرمر
این زندگی لعنتی چه مرگشه؟!
چرا تا دستامو
از هم باز می کنم و
می خوام نفس عمیق بکشم٬
دود سیگار گندیده ش رو
تو صورتم پوف می کنه!!!!!
پ.ن: خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!

مرمر
توی این زندگی
با چشمهای بسته
راه می ریم...
همینه که مجبوریم
به هرکاری
دست بزنیم
تا شاید
خوشبختی رو
لمس کنیم....
فقط کاش
درصد خطای لامسه
اینقدر زیاد نبود!
مرمر