آدمهای معمولی٬
معمولی به دنیا می یان٬
معمولی زندگی می کنن٬
معمولی می خندن٬
معمولی اشک می ریزن...
آدمهای معمولی٬
معمولی می میرن٬
و خیلی ساده و معمولی
فراموش می شن!
امضاء: یه آدم معمولی!
مرمر
مرمر
کوچک بودم...
آنقدر کوچک٬
که برای بوییدن گل ها
کمر خم نمی کردم!
آنقدر کوچک٬
که به بهانه تماشای پروانه ها
آسمان را هم دید می زدم!
قد که کشیدم٬
دیگر نه صدای آب را شنیدم
نه صدای پای مورچه ها!
بلندتر از آن شدم
که رشد سبزه ها را حس کنم!
...
می خواهم کوچک شوم...
از نو!
گل ببویم...
دنبال پروانه ها بدوم...
و سبزه ها را سانت بزنم!
...
دیگر قد نخواهم کشید...
پ.ن: این آهنگ عجیب بچه ام می کند...حس بوییدن گل ات هست؟!
مرمر