تبليغاتX
آرشیو
لینکس
چاردیواری
چاردیواری
جمعه 14 اسفند1383
62

وقتایی که شدیداً احساس گناه می کنم...

وقتايی که تنفرم از خودم بالا می کشه...

وقتایی که حس مزخرف بودن قوی تر از همیشه همه وجودمو می گیره...

وقتایی که خودمو احمق ترين آدم توی دنيا می بينم...

وقتایی که مدام خودم و مؤاخذه می کنم و دادگاه تشکيل می دم...

وقتایی که حتی از نگاه کردن توی آينه شرمم مياد...

اون موقع س که از هر وقتی بیشتر محتاج دستایی هستم که دستای گناه آلود و سردم و میون خودشون بگیرن...

محتاج چشمایی که با آرامش بهم دوخته بشن و بگن:

”نه عزیزم!

           اونطور هام که فکر می کنی بد نیستی!!!“

(آخ که گاهی شنيدنش برام می شه آرزو!!!)

***********

کاش می دونستی که گاهی به سکوتت بيشتر از مواخذه ت احتياج دارم....

= مرمر =