به پايان آمد اين دفتر،
حکايت همچنان باقی ست...
دروغه اگه بگم ديگه نمی نويسم...
دروغه اگه بگم ديگه به کسی سر نمی زنم...
دروغه اگه بگم دلم تنگ نمی شه...
آخه يه سال و ۱۳ روز کم زمانی نيست!!!
اما شايد بهتر باشه منم اسباب کشی کنم...برم جايی که نه کسی منو بشناسه که مجبور به خودسانسوری باشم...نه جای کسی و تنگ کرده باشم که بخواد کليد چارديواری مو بدزده!!
کسی که منو فهميده باشه،راحت پيدام می کنه...
جای دوری نمی رم...
شايد اينم يه جور قايم موشکه!
اينبار تو چشم بذار...
- ”۱۰...۲۰...۳۰...“...!
*****
پ.ن:خداحافظ کوچولوی بی آزار من...
مرمر