۱.نوشتنم مياد و واژه چيدنم نمياد!
کاش به سکوتم دل می دادی...
شايد بالاخره سر در می آوردی...!
۲.اگه يه لحظه خدا می شدم....
.........
......
...
شيرينی گذشته رو از بين می بردم!!!
۳.postpone : قشنگترين کلمه ای که تا حالا ياد گرفتم!!
اصلا زندگی يعنی postpone !!!
۴.از آروم بودن و سر به آخور داشتن خسته شدم!
دلم يه افسار گسيختگی اساسی می خواد!!!
۵.کمرم داره زير بار قرضم به زندگی می شکنه!!
لامروت بدجوريم بهره می کشه روش!!!
۶.دلت و رها کن...
بی قيد دوست داشته باش...
بی بهونه...
نترس...
يادت رفته؟!
آری آغاز دوست داشتن است٬گرچه پايان راه ناپيداست.................!
۷.می ترسم......
می ترسم....
می ترسم....!
۰
۰
۰
آخرش:
دستانم سری می طلبند برای نوازش...
بازوانم در جستجوی حجمی لرزان...
لبانم خواهان نشستنی آرام بر نرمی مويی...
چشمانم تشنه آرام کردن نگاهی بی پناه...
و روحم در آرزوی بخششی هميشگی...
بخششی از نوع محبت...
آيا کسی هست؟!
پ.ن:قرص ضد خواب می شناسين؟!
مرمر