204


گیرم که فرسنگ ها دور شدم
دلتنگی ها که دور نمی شوند...

203

و من داشتم فکر می کردم
که چقدر بد ست
که جای تو خالیست
و بعد یکهو انگار
تمام خالی های دنیا
جمع شدند
توی سینه ام!
و من از هجوم اینهمه خالی
متلاشی شدم...